محمود خليل الحصري ( مترجم : محمد عيدى خسرو شاهى )
66
معالم الاهتداء إلى معرفة الوقف والابتداء ( فارسى )
و فائدهاى كافى داشته باشد و آنچه دانستن آن سزاوار مىباشد اين است كه : لازمه تعلق معنوى تعلق لفظى نيست ، به خلاف تعلق لفظى ، كه لازمهاش تعلق معنوى نيز هست . در رابطه با وقف حسن برايت توضيح بيشترى مىدهم و مىگويم : در جملهاى كه بعد از كلمه موقوف عليها قرار گرفته تأمل كن خواهى ديد كه در آن دو وجه وجود دارد : 1 - اولى اينكه جمله بعدى جمله مستأنفهاى بوده و موضعى از اعراب نداشته باشد و براى تقرير مضمون قبلى بيايد يا علت و جهت آن را باز نمايد و يا به شرح حكمت و فلسفه همان مطلب پيش و امثال اينها بپردازد . در اين صورت ارتباط فيما بين دو جمله قبل و بعد معنوى است نه لفظى . 2 - دومى اينكه ، موضعى از اعراب داشته باشد بر اين مبنا كه خبر يا صفت يا حال و يا غير آنها است در اين صورت ، ارتباط بين دو مورد قبلى و بعدى ، ارتباط لفظى و معنوى خواهد بود . وجه اول به وجه دوم با توجه به آنچه ارجحيت آن را اقتضا مىكند برترى دارد . « حال » مىگويم : وقتى جمله به اين نحو بود وقف بر روى كلمهاى كه قبل آن قرار گرفته ، وقف حسن نام دارد . وقف كردن بر روى همان كلمه حتم نيست بلكه وقف كردن بر آن جايز - و به لحاظ وجه اول راجح اولى است و وصل به مابعد جايز است به